تاريخ : یکشنبه بیست و یکم مهر 1392 | 16:25 | نویسنده : ماریا10
سلام این آپ جدیدمه بعد یه مدت زیاد

بهتر دونستم با دو تا رباعی به روز باشم ....... در مورد غیبتم هم باید بگم دوری از نت لحظات دشواری بود که هنوز کامل نگذشته و با یه اینترنت با سرعت لاکپشت در خدمتتون هستم........

یک بار بیایید خدایی بشویم

از من به در آییم و شمایی بشویم

شاید بشود به خاطر عشق،خدا

یاری بکند که سم زدایی بشویم

-------------------------------------------

مسکوت ولی پر از صدا لب هایت

"من گم شده ام بین دوتا لب هایت"

از وصل تو دل کنده ام اما یک بار

یوسف تو به من بگو چرا لب هایت...!!؟



تاريخ : سه شنبه دهم اردیبهشت 1392 | 18:1 | نویسنده : ماریا10
سلام خدمت دوستای مهربونم

با عرض پوزش از دوستان من مدتی به اینترنت دسترسی ندارم

و نمیتونم آپ کنم.

به محض به روز شدن خبرتون میکنم ...

شرمنده ........................... بای

 



تاريخ : دوشنبه نهم بهمن 1391 | 17:48 | نویسنده : ماریا10
سلام به تمامی بارانی ها....

اومدم با آپ جدید و چند کلام حرف که تو دل خیلی هاست...

نمیدونم این حرفو قبول دارید یا نه که هر کی بیشتر به شعر سر میزنه دلتنگ تره .   برای اینکه از دغدغه هاش از دلتنگی هاش یه راهی به آرامش پیدات کنه یه راهی به تسکین درداش پیدا کنه رو به شعرخوندن میاره بدون اینکه بدونه هر شعر خودش یه درد جدیده و وقتی به شعر اعتیاد پیدا کردی اونقد میخونی و میخونی که تمام وجودت پر از درد  و آکنده از هزاران بیت شعر بشه ... حرفم اینه یه جایی هست یه نقطه ای هست که از هر شعر یک راه به خدا پیدا میکنی هم شکسته میشی و هم مقرب هم درد داره و هم خوشی ... 

وقتی عاشق شعر شدی خیلی چیزا به دست میاری که هیچوقت نداشتی هیچوقت...




پیچک